نواحی رویشی ایران
واحی رویشی ایران- بخش پنجم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)
3 ـ 5 ـ كوههاي مرتفع : اين رويشگاه قلل مرتفع جبال كوهستاني را در ارتفاعات بيش از 2600 متر تشكيل مي دهد، كه بجز درختچه ارس (Juniperus excelsa) در اين اكوسيستم ساير گونه هاي درختي يافت نمي شوند . پراكنش جوامع نباتي كوههاي مرتفع با مساحت تقريبي 50000 كيلومتر مربع 3 % مساحت كل كشور را شامل می شود. گياهان بيشتر بالشتي وخاردار هستند كه روي زمين به حالت خوابيده قرار گرفته تا از بادهاي خشك وسرد مصون بمانند .رستنيهاي علفي تا ارتفاع 4300 متر وجود دارند واز آن به بعد محو مي شوند .در اراضي شيب دار و يا در فرورفتگيهاي خيلي مرطوب كه برف به مدّت طولاني روي آنها دوام مي آورد ، چمنهاي انبوه وفشرده (كه بعضاً شبيه چمنزارهاي آلپي منطقه اروپاست ) ، وجود دارند كه گونه هاي مهم آن عبارتند از : Polygonum bistorta ، Pedicularis comosa ، Primula auricula از نظر مرتعداري دوره بهره برداري از ارتفاعات به عنوان مراتع ييلاقي بسيار محدود و از دو ماه در سال تجاوز نمي نمايد . بنابراين فلور مناطق مرتفع تقريباً دست نخورده باقي مانده است .
[2] Chenopodiaceae [3] Polygonaceae [4] Compositae [5] Legominosae [6] Graminae [7] Halophytes [8] Hemichamaephytes [9] Cryptophyte [10]Psammophyte [11] Gypsophyte
نواحی رویشی ایران- بخش چهارم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)
3 ـ 3 ـ مناطق نيمه استپي : مناطق نيمه استپي حدود 5/18 درصد كشور را تشكيل داده و شامل شهرستانهاي قزوين ، زنجان ، تبريز ، خوي ، رضائيّه ، همدان ، اراك ، بروجرد ، گلپايگان ، شهركرد ، مشهد ، تربت حيدريّه ، بجنورد ، كازرون و بهبهان مي گردند. پراكنش علفزارهاي منطقه نيمه استپي مساحتي حدود 300000 كيلومترمربع دارد. آب و هوا و خاك ــ ميزان بارندگي ساليانه مناطق نيمه استپي بين 230 تا 400 ميلي متر متغيّر است . اين مناطق به حوزه نيمه استپي گرم شامل شمال و شرق خوزستان و كازرون و حوزه نيمه استپي سرد شامل بخش وسيعي از استانهاي آذربايجان غربي و شرقي ، همدان ، شهركرد ، مشهد وبجنورد مي گردند پوشش گياهي ــ فلور مناطق نيمه استپي بعلّت بارندگي بيشتر در مقايسه با مناطق استپي بسيار غني تر است به طوريكه طبق نظريّه پابو پوشش نباتي كليماكس مناطق نيمه استپي سابقاً جنگلهاي نسبتاً انبوه بوده است . ولي وجود پارك ملّي گلستان با وجود حفاظت 35 ساله وساير مناطق حفاظت شده ، پوشش درختي ودرختچه اي غير انبوه را در قسمتهاي مرطوب مناطق نيمه استپي تائيد مي نمايد كه بين تك درختان موجود ، گندميان بلند و انبوهي مشاهده مي گردند . گونه هاي درختي ودرختچه اي اين مناطق شامل داغداغان (Celtis spp.) گلابي وحشي (Pirus syriaca) وليك (Crataegus spp.) انواع بادام (Amigdalus spp.) و در ارتفاعات ارس (Juniperus excelsa) مي باشند. گندميان مهمّ مراتع نيمه استپي عبارتند از: A.tauri , A.trichoporum , A.intermedium , Agropyron cristatum F.valesiaca , Festuca ovina و B.persicus , Bromus tomentellus Hordeum bulbosum بعضي از انواع درمنه مانند : Artemisia maritima وA.aucheri در قسمتهاي كوهستاني ومرتفع اين تيپ از 2000 متر به بالا با گندميان فوق همراه مي شوند .در مناطق مرتفع بهره برداري بي رويّه از اين تيپ منجر به زياد شدن گياهان خاردار وبالشتي ، مانند : Lactuca orientalis Noaea mucronata , Cousinia spp , Acantholimon spp و Acanthophyllum sp. و غيره مي گردد. بهره برداري مفرط از علفزار ها باعث مي گردد كه گونه هاي مناطق استپي مخصوصاً درمنه(Artemisia herba alba) و چمن پيازدار(Poa bulbosa) به داخل مناطق نيمه استپي نفوذ نمايند.
نواحی رویشی ایران- بخش سوم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)
3.منطقه ايرانوتوراني
3 ـ 1 ـ ناحيه بياباني ونيمه بياباني مناطق بياباني وكويري سطح وسيعي از فلات مركزي ايران را تشكيل داده وبه طورتقريب 21%سطح كشور را شامل مي شود . دشتهاي پهناور كويري مانند لوت وكوير نمك از مهمترين بخشهاي اين منطقه كاملاً خشك است. درقسمتهاي شمالي اين مناطق ،شهرهاي طبس ، خور و انارك و در قسمتهاي مركزي شهرهاي يزد و نهبندان ودر منتها اليه جنوبي ، شهرستان بم قرار دارند. ماسه زارها وكوير هاي نمك به طور پراكنده سطح وسيعي از بيابان را پوشانيده است. آب وهوا ــ چون موقعيّت جغرافيائي كشور تقريباً بين مدارهاي 25 تا 40 درجه عرض جغرافيائي قرار گرفته ، لذا تمام فلات ايران درقلمرو وزش بادهاي دائمي آليزه قرار دارد.منتها وجود جبال البرز و زاگرس وكوههاي جنوبي كه قسمت مركزي ايران را احاطه كرده اند، مانع جريان بادهاي آليزه در نواحي مختلف ايران مي شود. تنها بيابانهاي گسترده فلات مركزي وكوير لوت به سبب پهناوري وعدم پوشش گياهي وموانع ارتفاعي وجدارهاي حفاظتي ، جولانگاه بادهاي آليزه مي باشند. جهت وزش بادها تقريباً از شرق به غرب و شدّت وزش آن نيز در فصول سال متفاوت است.نزولات ساليانه مناطق بياباني كمتر از 100 ميليمتر است وتغييرات نسبي بارندگي بيش از 40% است كه در مقايسه مناطق مرطوب شمال بين 10 تا20 درصد، مناطق نيمه مرطوب غرب بين 20 تا30 ومناطق نيمه استپي واستپي بين 30 تا40 درصد مي باشند . برعكس بارندگي، تبخير پتانسيل مناطق بياباني زياد وغالباً از 4000ميليمتر درسال تجاوز مي نمايد . به طوريكه نسبت تبخير به بارندگي در مناطق كويري وبياباني بيش از20درصد است. اين نسبت در مناطق استپي ونيمه استپي بين 5 تا20و در مناطق مرطوب شمال كمتر از 5/2 درصد مي باشد. به طور كلّي ويژگي هاي آب وهوائي مناطق بياباني عبارتند از: قلّت بارندگي كه باعث محدوديّت فعاليّت هاي بيولوژيكي مي گردد. نا منظم بودن ميزان بارندگي در فصول وسالهاي مختلف ريزش بارانهاي شديد وناگهاني باتداوم محدود تغييرات شديد درجه حرارت در روز وشب وتفاوت فاحش آن درفصول مختلف تبخير وتعرّق شديد قلّت رطوبت نسبي هوا. پوشش گياهي ــ مناطق بياباني وكويري از نظر پوشش گياهي بي نهايت فقير مي باشند، به نحوي كه رويشگاه ها ، به مسير آبهاي فصلي وگاهي نيز به دامنه هاي خنك تر محدود مي شود. ناحيه مركزي به طور كلّي فاقد رويش درختي قابل ملاحظه است. اين ناحيه در تابستان به كلّي تشنه ودر زمستان سرد است. سطح وسيعي از مناطق بياباني به علّت دخالت انسان و انباشته شدن مقادير زيادي نمك در گودالهاي مرطوب ويا حركت تپّه هاي ماسه اي ، فاقد هر گونه رستني است. از نظر جغرافياي گياهي ، مدارك واسناد معتبر از رستنيهاي مناطق بياباني بسيار محدود مي باشد. در اين مناطق ، عوامل خاك وتوپوگرافي در ايجاد رستني ها نقش موثّري دارند . كليماكس پوشش گياهي مناطق بياباني در قسمت شمال بيابان ، بوته زار با زير پوششي از گياهان علفي يكساله وچند ساله است. درقسمتهاي جنوبي ، بيشتر درختچه زار است كه در اثر تخريب پوشش گياهي در قسمت شمال شوره زار وسيعي به نام كوير نمك ودر كوير لوت ، ماسه هاي روان پديدار شده است. در گذشته جوامع پسته وبادام وحشي در مناطق بياباني بيشتر از زمان حال بوده است. اينك بقاياي اين جوامع برخي از كوههاي نسبتاً مرتفع را به طور پراكنده پوشانيده است.بويژه در اطراف برخي از واحه ها مانند اطراف طبس اين جوامع مشاهده مي شود. فلور مناطق بياباني از استپي با فقدان ويا حدّ اعلاي كميابي گونه هاي Carex steno phylla , Poa bulbosa , Artemisia herba alba Noea mucronata , Stipa barbata متمايز مي گردد. در نواحي خيلي گرم جنوب شرقي اين تيپ ، رستني هاي بياباني غني تر از قسمت شمالي آن است. عناصر عمده گياهي مناطق بياباني وكويري از خانواده اسفناجيان[2] وسپس خانواده هاي هفت بند[3] كاسني[4] بقولات[5] گندميان[6] مي باشند. جوامع شور پسند[7] شامل نباتاتي هستند كه بر روي خاكهاي سولرنچاك رشد مي نمايند . اين جوامع در داخل گودالهاي شور بر اساس رابطه آنها با عمق رگه آب زير زميني به صورت نوار هاي متحد المركزي در سطح زمين ظاهر ميشوند، بنحوي كه هر نوار باريك با چند گونه شورپسند مشخص مي گردد. در بين اين گياهان، گونه Halocnemum strobilaceum يكي از شورپسندترين نباتات است(ليكن اين گونه علاوه بر گسترش در مناطق شور ، در اراضي غير شور نيز همراه با درمنه ديده مي شود). گونه Limoniom carmosum با مقاومت به شوري كمتر در نوار بعدي ظاهر مي شود وبعد از اين نوار گونه Salaola incanescens كه از دو گونه فوق مقاومت كمتري به شوري دارد، مشاهده خواهد شد. بتدريج با دور شدن از بخش مركزي (كه در آن رگه آب شور مجاور سطح زمين قرار دارد و خاك بي نهايت شور است) ، در كمربند هاي متحدالمركز بعدي ، گياهاني با مقاومت به شوري كمتر قرار گرفته تا جائي كه به حدّ واسط شوري وعدم شوري رسيده ودر نهايت پس از گذشتن از اين حدّ به جامعه درمنه مي رسد كه اصلاً مقاومتي به شوري ندارد. در اين نقطه عمق رگه آبهاي زيرزميني به 10 متر وبيشتر مي رسد. از اين حد به بعد گياهان شورپسند كاملاً محو گرديده و عمق آبهاي زير زميني زياد مي شود. زيستگاه گياهان شورپسند يا هالوفايت را مي توان در مناطق كويري به پنج واحد رويشي به شرح زير طبقه بندي نمود: 1. مراتع مسطّح باگونه Halocnumum trobilaceum كه گاهي اوقات همراه با درمنه Artemisia herba alba و نيز با انواع اروشيا (Eurotia ssp.) مشاهده مي شود. زيستگاه گونه Halocnumm strobilaceum الزاماً شور نمي باشد. 2. هالوفايت هاي چند ساله همي كريپتوفيت[8] شامل جوامعي مانند: Aeluropus littoralis , Limonium camosum , Atriplex verruciforum كه در گودالهاي وسيع شور ديده مي شوند. 3. هالوفايت هاي درختچه اي وكاموفايت ها[9] كه در خاكهاي شور و خشك كوير مركزي ، جوامعي از گونه هاي Nitraria scoberi, Seidlitzia rosmarinus را بوجود مي آورند. 4. جوامع انواع گز(Tamarix spp.) واقع در بستر حوضه آبريز رودخانه هاي شور و بخش وسيعي از شوره زارهاي داخلي كه داراي سطح آب زيرزميني نسبتاً كم عمق هستند. 5. هالوفايت هاي يكساله وفصلي كه بيشتر متعلّق به خانواده اسفناجيان بوده (مانند انواع Suaeda ) و با رنگهاي بنفش وارغواني ، سيماي ويژه اي به بيابان مي دهند. جامعه گياهان شندوست[10] بيشتر روي تپّه هاي ماسهاي كوير لوت مشاهده مي شوند. اين جوامع تا اندازه اي از نظر گونه فقير و بيشتر به صورت گروههاي تجمّع يافته در نقاط محفوظ از باد منتشر شده اند . در بين گياهان شندوست مي توان از انواع تاغ مانند:H.ammodendron , Haloxylon persicum اسكمبيل(Calligonum commosum , C.bungei ) سبد(Stipagrostis plumosa) ، Heliothropiom karmanense و Halimodendron halodendron نام برد. گياهان شندوست بر اثر عوامل مختلف بويژه چراي دام وبوته كني شديداً محدود وكمياب شده اند. در بعضي نقاط بياباني جوامعي از گياهان گچ دوست[11] با پراكنش محدودمانند: Sedlitzia florida ,Anabasis setifera , Hammada salicornia ونيز گياهان صخره دوست مانند:Zygophylum sp. , Tetraena sp. مشاهده مي شوند.
نواحی رویشی ایران بخش دوم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)
نواحی رویشی ایران-بخش اول(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)
سرزمين ايران از نظر عوارض طبيعي ،اقليم وپوشش گياهي بسيار متغيّر ومتفاوت است بطوريكه از نظر ارتفاع از 24- تا 5671 + متر از سطح دريا واز نظر دما از 50+ تا 30- درجه سانتي گراد تغيير مي نمايد . به طور كلي بيش از 90 درصد كشور جزو اقاليم خشك ونيمه خشك است .به علّت وجود سلسله جبال البرز ودرياي خزر وجبال زاگرس ، دامنه هاي شمالي البرز ودامنه هاي غربي زاگرس از آب وهواي مرطوب تا نيمه مرطوب برخوردار است. ميانگين بارندگي كشورحدود240 ميليمتر در سال بوده كه از 56 ميليمتر در يزد تا1951 ميليمتر در بندر انزلي تغيير مينمايد .يكي از ويژگي هاي مناطق خشك ونيمه خشك تغييرات شديد بارندگي ساليانه است ومعمولا مقدار بارندگي ساليانه هر ناحيه باتغييرات آن نسبت عكس دارد و هر قدر بارندگي كمتر باشد تغييرات آن بيشتر خواهد بود.تفاوتهاي آب وهوائي منجر به تنوّع پوشش گياهي گرديده به طوريكه در ايران جوامع نباتي بيابانهاي كاملا خشك واستپ هاي علفي ، بوته اي و جنگلي يافت مي شوند. وجود حدود 8000گونه نباتي نشاندهنده تنوّع زيستگاهها واكوسيستمهاي مختلف طبيعي است . معذالك باستثناي نوار سبز شمال وجنگلهاي خشك غرب بخش وسيعي از كشور در برگيرنده دشتهاي بدون آب وعلف مي باشد. طبقه بندي اقاليم ايران به شرح زير مي باشد ،كه در هر اقليم رويشگاههاي متفاوتي وجود دارد.
1. ناحیه خزري(دارای سه اشکوب تحتانی، میانی و فوقانی)
2. ناحیه بلوچي
_ ناحيه بياباني ونيمه بياباني اقاليم حياتي ايران
_ ناحيه استپي
_ ناحيه نيمه استپي
_ جنگلهاي مناطق خشك
_ كوههاي مرتفع
1.منطقه خزري جنگلهاي مرطوب شمال ايران تحت عنوان مناطق هيركاني شامل دامنه هاي شمال البرز از سواحل خزر تا ارتفاع 2500 متري و از گليداغ در شمال غرب بجنورد تا جنگلهاي آستارا و ارسباران امتداد يافته است. اين جنگلها معادل 2 ميليون هكتار كه 2/1 درصد ايران را شامل مي گردد. آب وهوا ــ ميانگين بارندگي جنگلهاي مرطوب شمال بين 560 ميليمتر درگرگان تا 1951 ميليمتر در بندر انزلي تغيير مي نمايد . در شكل 2 ـ2 منحني هاي آمبروترميك شهرستانهاي آستارا، رامسر، بابل وگرگان نشان داده شده ومشاهده مي شود كه باستثناي منطقه گرگان، جنگلهاي مرطوب شمال تقريباً فاقد دوره خشكي هستند. بنابراين در اين حوزه رطوبت عامل محدود كننده اي به حساب نمي آيد. زمستانها در اين مناطق ملايم ومتوسط درجه حرارت در دي ماه 8 درجه سانتي گراد ودر تير ماه كمتر از 26 درجه سانتي گراد است. درجه ابري بودن هوا خيلي زياد و رطوبت نسبي معمولاً بيش از 80 درصد است . پوشش گياهي ــ منطقه هيركاني بر حسب ارتفاع به سه آشكوب جنگلي تقسيم بندي شده است. * اشكوب جنگلي تحتاني از كناره هاي درياي خزر تا ارتفاع 800 الي 1000 متر از سطح دريا قرار گرفته و داراي گونه هاي درختي مانند بلوط، بلند مازو، ممرز،آزاد، انجيلي،نمدار وانواع افرا مي باشد . در اراضي باطلاقي، توسكاي قشلاقي وييلاقي يافت مي شوند . ازبين رفتن جنگلها موجب ازدياد درختچه ها وبوته هائي مانند سياه تلو ، شمشاد، انار وحشي وتمشك ميگردد. بستر علفي زير آشكوب جنگلها به طور كلي فقير و درنقاطي كه شمشاد وجود دارد،تقريباً آشكوب علفي يافت نمي گردد ولي به جاي آن انواع سرخسها به وفور مشاهده ميشود. به جز نوار باريك ساحلي كه به وسيله گونه هاي يكساله پوشيده شده، عملاً چراگاههائي كه وسعت قابل توجهّي داشته باشند، وجود ندارد. گندميان يكساله بويژه انواع Oplismenus undulalifolios, Setaria فراوانتر از گونه هاي چند ساله اند. گندميان دائمي در اين آشكوب عبارتند از: انواع poa علف باغBrachipodium pinnatum, (Dactylis glomerata) Melica sp, Phleum boemeri, Andropogon ischaemum, Festuca ovina,Stipa sp گياهان علفي خانواده بقولات محدود به شبدرهاي Trifolium يكساله ودائمي و چند گونه از جنس اسپرس (Onobrichis ssp ) مي باشند . * آشكوب جنگلي مياني كه ارتفاع 800 تا 2000 متر را شامل مي گردد،داراي حداكثر نزولات آسماني است.درقسمتهاي خشك اين آشكوب، گونه درختي راش مشاهده مي شود ولي گونه چيره منطقه ممرز است.اين درختان اغلب با افرا پلت ، افرا شيردار ، نمدار، اوجا، زبان گنجشك، سرخدار ، بارانك همراه مي باشند . بعضي از گونه هاي آشكوب تحتاني مانند انجيلي،آزاد وخرمندي تا ارتفاع 1400 متر نفوذ نموده اند. جنگلي كه آشكوب درخت آن انبوه باشد ، از نظر رستنيهاي علفي همواره فقير خواهد بود ولي در قسمتهاي باز و آفتابگير ، گونه هاي زيادي از علفي هاي چند ساله چيره شده اند.از گندميان دائمي مي توان انواع Agropyron انواع Poa انواع Festuca علف باغ (Dactylis glomerata) Bromus inermis Brachipodium sylvatycum, Aristella bromoides و انواع Melica را نام برد. در اين آشكوب لگومهاي علفي عبارتند از : شبدر قرمزTrifolium pratense شبدر سفيد T.repens انواع اسپرس (Onobrichis ssp) و Coronilla ssp. * آشكوب فوقاني با ارتفاع 2000 تا 2700 متر ، داراي آب وهواي سرد و خشك مي باشد و نزولات آن بيشتر به صورت برف است. در اين آشكوب درختچه هائي از انواع ارس مانند Juniperus communis و مایمرز J.sabina زرشك، شيرخشت ، بارانك ، ارجنك (Rhammus sp.) گوجه(Prunus sp.) جايگزين توده هاي درختي شده اند. گندميان دائمي غالب عبارتند از: Festuea spp. , Bromus persicus و انواع Agropyron. لگومهاي خاردار بالشتي مانندcornata Onobrychis وAstragalus gossipinus سطح زمين را پوشانيده ودر لابه لاي آنها انواع گندميان نيز مشاهده مي شوند.
● بیابان، بیابانزایی و بیابانزدایی