نواحی رویشی ایران

واحی رویشی ایران- بخش پنجم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)


3 ـ 4 ـ جنگلهاي مناطق خشك : جنگلهاي مناطق خشك به صورت نواري در بخشهاي شمال وغرب كشور قرارگرفته و8/8 درصد كلّ مساحت ايران را در بر مي گيرند. پراكنش جنگلهاي مناطق خشك در ايران مساحتی حدود 140000 كيلومتر مربع دارند. اين مناطق داخل رشته كوههاي زاگرس از فارس تا كردستان و بر روي بعضي از ارتفاعات آذربايجان وهمچنين شيبهاي رو به جنوب سلسله جبال البرز تا قسمت خاوري آن ، تشكيل نوار باريكي را مي دهند.ارتفاع آن بين 800 تا 2600 متر تغيير مي نمايد. شهرهاي خرّم آباد ، باختران ، ايلام ، سنندج ، بانه ، مريوان مهاباد وماكو در غرب وارتفاعات بجنورد وقوچان در شمال شرق در اين مناطق قرار دارند. آب و هوا ــ با توجّه به تغييرات ارتفاع ،  ميزان بارندگي ساليانه ، جنگلهاي مناطق خشك حدود 400 ميليمتر وبيشتر مي باشد . سلسله جبال زاگرس در مقابل بادهاي جنوب غربي سدّي ايجاد نموده و مانع نفوذ بخش عمده اي از ابرها به قسمتهاي مركزي كشور مي شوند . نفوذ آب و هواي مديترانه اي به جنگلهاي مناطق خشك باعث گرديده كه زمستانها سرد وطولاني ، بهار معتدل و مرطوب وتابستانها خشك باشند . نزولات زمستانه بيشتر به صورت برف مي باشد كه گياهان علفي چند ساله را در مقابل درجات پايين حرارت حفظ مي نمايند.در بخشهاي شمالي كشور نيز وجود رشته جبال البرز مانع نفوذ آب وهواي منطقه  خزري به فلات مركزي ايران مي گردد. جنگلهاي خشك منطقه البرز به صورت نوار باريكي  در ارتفاعات برفگير و سرد قرار گرفته كه از نظر آب و  هوائي شباهت زيادي به جنگلهاي خشك غرب كشور دارد. نزولات اكثراً در مواقعي از سال به وقوع مي پيوندند كه درجات حرارت پائين وگياهان نمي توانند از رطوبت به نحو مطلوب استفاده نمايند . پوشش گياهي ــ جنگلهاي زاگرس عموماً از بلوط (Quercus  persica ) تشكيل يافته و از ناحيه كازرون فارس تا جنوب غربي آذربايجان  گسترش دارند. در غرب كردستان بلوط با وهول (Quercus libani) و دارمازو (uercus infectoria) همراه شده وجنگلهاي وسيعي را تشكيل مي دهند. جنگلهاي آلوتان در سردشت آذربايجان غربي يكي از مهمترين آنهاست .ساير گونه هاي درختي يا درختچه اي همراه ، عبارتند از : كيكم(Acer cinerascens) ، بنه(Pistasia atlantica)  ، گلابي وحشي(Pirus syriaca)  ، ون (Fraxinus syriaca)  ، زالزالك(Crataegus spp)  ، دغداغان (Celtis sp) ، آلوچه (Prunus spp) ، بادام كوهي (Amygdalus spp.) ، پلاخور (Lonisera  nummularifolia) ، خشك(Daphne angustifolia)  ، دغدغك (Colutea persica) ، شيرخشت (Cotoneaster nummularia) ، انواع گون خاردار ).Astragalus spp) و زرشك. (Berberis integerrima) در جنوب زاگرس در ارتفاع پائين و نقاط پست رستنيهاي علفي تنوّع زيادي ندارند وبيشتر از انواع گياهان يكساله بخصوصAegilops spp.  تشكيل شده اند . از گندميان چندساله گونه هاي Hordeum bulbosum , Poa bulbosa  يافت شده ولي به صورت بسيار پراكنده انواع Stipa و  Agropyron  نيز ديده مي شوند . در ارتفاعات بالاتر از 1500 متر علف گندمي مهم ديگري مانند Bromus tomentellus   باFestuca ovina  و انواع Stipa و گاهي نيز با Bromus cappadosicus  همراه مي گردند. ساير گندميان مهم Dactylis glomerata  ، انواع Poa و Melica هستند.از گندميان مهم ناحيه البرز مي توان از  Agropyron aucheri , Bromus persicus و Festuca sclerophylla نامبرد. از بقولات چند ساله مهم مي توان Astragalus  sp. , Onobrychis sp. Trigonella  elliptica و يونجه (Medicago sativa)  را نامبرد. بر اثر چراي مفرط ، گونه هاي خشبي ونامرغوب گسترش مي يابند كه از اين قبيل گياهان ، مي توان Lactuca orientalis , Noaea mucronata , Cousinia sp. Phlomis sp. Acantholimon sp , Acanthophyllum sp. , Euphonbia sp. , Erngium sp. ,  را نام برد. كه دو گونه آخري نيم كره اي شكل وخاردار هستند. پوشش گياهي زيرآشكوب درختان جنگلهاي مناطق خشك بمراتب فقيرتر از پوشش ، نقاطي است كه درختان جنگلي از بين رفته اند . به نظر مي رسد كه اين مسئله مربوط به چرا باشد كه عموماً دامها نقاط سايه دار زير درختان را ترجيح مي دهند . البتّه ممكن است اين وضعيّت ناشي از نفوذ نباتات مناطق نيمه استپي به جاهاي غير مشجّر باشد . بالاخره آخرين بقاياي جنگل محدود به دامنه ها وشيبهاي صخرهاي گرديده كه در آنجا شخم وديم كاري اراضي ممكن نيست . در اراضي ديم وآيش مناطق جنگلهاي خشك ، علفهاي هرز ومزاحم مانند شيرين بيان (Glycyrrhyza glandulifera)، تلخه بيان (Goebelia alopcuroides) و انواع Centaurea چيره شده­اند.

 3 ـ 5 ـ كوههاي مرتفع : اين رويشگاه قلل مرتفع جبال كوهستاني را در ارتفاعات بيش از 2600 متر تشكيل مي دهد، كه بجز درختچه ارس (Juniperus excelsa) در اين اكوسيستم ساير گونه هاي درختي يافت نمي شوند . پراكنش جوامع نباتي كوههاي مرتفع با مساحت تقريبي 50000  كيلومتر مربع 3 % مساحت كل كشور را شامل می شود. گياهان بيشتر بالشتي وخاردار هستند كه روي زمين به حالت خوابيده قرار گرفته تا از بادهاي خشك وسرد مصون بمانند .رستنيهاي علفي تا ارتفاع 4300 متر وجود دارند واز آن به بعد محو مي شوند .در اراضي شيب دار و يا در فرورفتگيهاي خيلي مرطوب كه برف به مدّت طولاني روي آنها دوام مي آورد ، چمنهاي انبوه وفشرده (كه بعضاً شبيه چمنزارهاي آلپي منطقه اروپاست ) ، وجود دارند كه گونه هاي مهم آن عبارتند از : Polygonum  bistorta  ، Pedicularis comosa  ، Primula  auricula  از نظر مرتعداري دوره بهره برداري از ارتفاعات به عنوان مراتع ييلاقي بسيار محدود و از دو ماه در سال تجاوز نمي نمايد . بنابراين فلور مناطق مرتفع تقريباً دست نخورده باقي مانده است .

  [2] Chenopodiaceae [3] Polygonaceae [4] Compositae [5] Legominosae [6] Graminae [7]  Halophytes [8] Hemichamaephytes [9] Cryptophyte [10]Psammophyte [11] Gypsophyte

+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1390ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط Dr.Afkham Shoara  |  نظر بدهید

نواحی رویشی ایران- بخش چهارم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)

 3 ـ2 ـ  مناطق  استپي :   اصولاً استپ به اكوسيستم هائي اطلاق مي شود كه داراي گياهان بوته اي كوتاه وتنك بوده و الگوي پراكنش آن به صورتي است كه بين گياهان ، خاك لخت وبرهنه يافت مي شود وخاكهاي مناطق استپي در مقايسه با مناطق نيمه استپي لخت تر وميزان سختي آنها كمتر ولي از مناطق بياباني بيشتر است، به طوريكه مناطق استپي از نظر آب و هوا وپوشش گياهي در حدّ فاصل بين مناطق بياباني ونيمه استپي قرار دارند. درمنه زارها تقريباً در قسمت مركزي بصورت كمربندي مناطق بياباني وكويري ايران را احاطه نموده اند. اين تيپ در قسمت شمال از شرق به غرب شهرهاي بيرجند ، فردوس ، سرخس ، نيشابور ، سبزوار ، شاهرود ، دامغان ، سمنان را شامل شده وتا تهران ادامه مي يابد. در قسمت غرب كوير ، اين تيپ به سمت شهرهاي ساوه ، قم ، كاشان ، اردستان واصفهان ادامه مي يابد. در قسمت جنوب شرقي به طرف جنوب غربي ، شهرهاي سراوان ، خاش ، زاهدان ، كرمان ، لار ، آباده و اهواز را شامل مي گردد. مساحت مناطق استپي تقريباً 46 ميليون هكتار بوده كه بيشترين سطح (28%) كشور را در برمي گيرد. پوشش گياهي ــ يكي از گياهان شاخص ومهمّ مناطق استپي و به طور كلّي ناحيه ايران توران درمنه (Artemisia herba alba ) مي باشد که در اراضي دشتي  ومسطّح گونه مذكور غالب مي باشد و با افزايش ارتفاع تقريباً از 1500 متر به بالا ، درمنه جاي خود را به گونه ديگري از آن به نام Artemisia aucheri   خواهد داد . در قسمت شمال شرق منطقه استپي يعني جلگه سرخس و تربت جام علاوه بر آنكه درمنه ، گونه غالب مراتع قشلاقي اين مناطق مي باشد ، با افزايش ارتفاع ، اين گونه بتدريج كم شده و باكما وگون همراه مي گردد. در بخش جنوبي نيشابور وسبزوار با نزديك شدن به مناطق شور وكويري ، درمنه ها كم كم با گياهان مقاوم به شوري وخشكي مانند خار شتر ( Alhagi camelorum )  جغجغه  ( Prosopis stephaniana )واسپند ( Peganum harmala )  همراه مي شوند كه نشانگر سير قهقرائي مراتع است. در بخشهاي وسيعي از مناطق استپي مانند اطراف قم ، اصفهان ، سمنان و كرمان غالباً درمنه با گون و يا با قيچ مشاهده مي شود. با بررسي هاي انجام شده در قرق تحقيقاتي رود شور واقع در جنوب غربي تهران در جادّه تهران ـ ساوه ( با ارتفاع 1050 متر وبارندگي 300 ميليمتر ) ، پوشش گياهي غالب منطقه درمنه (Artemisia herba alba )  و Salsola rigida   و Stipa barbata  مي باشند وتحت چراي مفرط گونه هاي فوق بتدرج ناپديد شده و به جاي آن گياهان خارداري مانند كلاه مير حسن (Acantholimon spp.)  چوبك (Acanthophyllum spp.)  و گون (Astragalus caspiati) همراه با انواع گياهان يكساله (بيشتر از خانواده اسفناجيان ) ظاهر خواهند شد.مقاومت علف چمني پيازدار(  ( Poa bulbosa بواسطه طوقه كلافي آن ، نسبت به چرا از ساير گونه ها بيشتر است لذا اين گونه در بسياري از مراتع استپي ضعيف همراه با درمنه ، تيپ غالب مراتع را تشكيل مي دهد.  چنانچه تخريب چراگاههاي مناطق استپي با شدّت بيشتري ادامه يابد ، گندميان يكساله مانند: Stipa capensis  و Bromus tectorum  جايگزين Stipa barbata  شده كه خوش خوراكي آنها به مراتب كمتر است و بالاخره اسپند (Peganum harmala)  نشانگر انهدام كامل مراتع استپي است كه اصلاً مورد استفاده دام قرار نمي گيرد. در اراضي شخم خورده ورها شده ، گياهاني مانند خار شتر(Alhagi camelorum)   جغجغه (Prosopis stephaniana)    و ورك (Holtemia persica) هجوم مي آورند. در مناطق استپي با افزايش ارتفاع گونه ديگري از درمنه (Artemisia aucheri) همراه با ساير گونه هاي خاردار مانند  Onobrychis cornata وAstragalus cospiati   ظاهر مي شود. از اين حدّ به بعد با افزايش بيشتر   ارتفاع و بارندگي به حدّ فاصل بين مناطق استپي و نيمه استپي رسيده كه گندميان بتدريج جاي درمنه ها را خواهند گرفت . پوشش گياهي مناطق نيمه استپي از استپي با گندميان مهمّي مانند : Festuca ovina , Dactylis glomerata , Bromus  tomentellus و انواع Agropyron spp.  متمايز مي گردد. در مناطق استپي درخت ودرختچه ها كاملاً از بين نرفته اند ودر بعضي از نقاط نسبتاً مرتفع وسنگلاخي مي توان انواع پسته وحشي (   Pistasia atlantica (P.khinjuk,  انواع بادام (A.horrida , Amygdalus scoparia)  انجير(Ficus carica)  و تنگرس(Rhamnus sp.)  را پيدا نمود. در نواحي استپي گرم جنوب مي توان كنارchristi) ـ (Ziziphus spina و پده (Populus euphratica) را مشاهده نمود. مرتعداري ــ به طور كلّي بيشتر مناطق استپي جزو مراتع قشلاقي هستند.جلگه سرخس در شمال شرق ، مراتع تربت جام و قائنات در خراسان اكثراً قشلاقي  هستند.در قسمت جنوب منطقه استپي ، يعني در استان كرمان ، مراتع قشلاقي اغلب در دشتها ومناطق پست و مجاور با مناطقي كه كوير در حال پيشروي است قرار دارند و مراتع قشلاقي مهمّ جنوب ، در سيرجان ، بافت ، كهنوج ، بم و كرمان قرار گرفته اند. در استان فارس مراتع قشلاقي بيشتر در منطقه لار قرار دارند. به طور كلّي هر چه از مناطق استپي به نيمه استپي پيش رويم ، به وسعت مراتع ييلاقي افزوده شده وبرعكس از مناطق نيمه استپي به استپي به وسعت مراتع قشلاقي افزوده خواهد شد. آنچه كه باعث گرديده تا مراتع استپي بيش از بيش ضعيف شوند ، چراي مفرط دام وتبديل اراضي مرتعي است كه طي ساليان متمادي ادامه داشته است. بدين ترتيب از زمانهاي بسيار دور ، گياهان در مقابل آتش ، تبر، گاو آهن ، چراي دام وبالاخره تراكتور مرتباً شروع به عقب نشيني نموده و سير قهقرائي داشته اند از طرفي ديگر با اجراي روشهاي كشاورزي غير اصولي و فرسودگي سريع اراضي ، دائماً زمينهاي جديدي براي زراعت توسعه يافته است به عنوان مثال سطح وسيعي از مراتع قشلاقي سرخس به اراضي كشاورزي ديم تبديل گرديده و هيچگونه كنترلي نيز روي چراي دام وفصل بهره برداري مراتع باقيمانده ، وجود نداشته و روز به روز اين جلگه سرسبز رو به زوال مي رود. به طور كلّي عمليّات اصلاحي در مناطق استپي بايستي همراه با ذخيره نزولات آسماني در خاك باشد تا بدين ترتيب كمبود بارندگي جهت رشد واستقرار  گونه هاي كشت شده جبران گردد.عمليّات ذخيره نزولات شامل ايجاد چاله در مراتع مسطّح ، ايجاد نهر روي خطوط تراز و پخش سيلابها مي گردد .ديگر عمليّات اصلاحي جهت تصحيح پراكنش چراي دام در مراتع قشلاقي شامل توسعه وتأمين آب جهت شرب احشام از طريق حفر چاههاي مالداري و نصب تلمبه بادي واحداث آبگير عايق وآب انبار مي باشد.
 3 ـ 3 ـ  مناطق نيمه استپي : مناطق نيمه استپي حدود 5/18 درصد كشور را تشكيل داده و شامل شهرستانهاي قزوين ، زنجان ، تبريز ، خوي ، رضائيّه ، همدان ، اراك ، بروجرد ، گلپايگان ، شهركرد ، مشهد ، تربت حيدريّه ، بجنورد ، كازرون و بهبهان مي گردند. پراكنش علفزارهاي منطقه نيمه استپي مساحتي حدود 300000 كيلومترمربع دارد. آب و هوا و خاك ــ ميزان بارندگي ساليانه مناطق نيمه استپي بين 230 تا 400 ميلي متر متغيّر است . اين مناطق به حوزه نيمه استپي گرم شامل شمال و شرق خوزستان و كازرون و حوزه نيمه استپي سرد شامل بخش وسيعي از استانهاي آذربايجان غربي و شرقي ، همدان ، شهركرد ، مشهد وبجنورد مي گردند پوشش گياهي ــ فلور مناطق نيمه استپي بعلّت بارندگي بيشتر در مقايسه با مناطق استپي بسيار غني تر است به طوريكه طبق نظريّه پابو پوشش نباتي كليماكس مناطق نيمه استپي سابقاً جنگلهاي نسبتاً انبوه بوده است . ولي وجود پارك ملّي گلستان با وجود حفاظت 35 ساله وساير مناطق حفاظت شده ، پوشش درختي ودرختچه اي غير انبوه را در قسمتهاي مرطوب مناطق نيمه استپي تائيد مي نمايد كه بين تك درختان موجود ، گندميان بلند و انبوهي مشاهده مي گردند . گونه هاي درختي ودرختچه اي اين مناطق شامل داغداغان (Celtis spp.)  گلابي وحشي (Pirus syriaca)  وليك (Crataegus spp.)  انواع بادام (Amigdalus spp.) و در ارتفاعات ارس (Juniperus excelsa)  مي باشند. گندميان مهمّ مراتع نيمه استپي عبارتند از: A.tauri , A.trichoporum , A.intermedium , Agropyron cristatum   F.valesiaca , Festuca ovina  و  B.persicus , Bromus tomentellus  Hordeum bulbosum  بعضي از انواع درمنه مانند : Artemisia maritima   وA.aucheri  در قسمتهاي كوهستاني ومرتفع اين تيپ از 2000 متر به بالا با گندميان فوق همراه مي شوند .در مناطق مرتفع بهره برداري بي رويّه از اين تيپ منجر به زياد شدن گياهان خاردار وبالشتي ، مانند : Lactuca orientalis Noaea mucronata , Cousinia spp , Acantholimon spp و Acanthophyllum sp.  و غيره مي گردد. بهره برداري مفرط از علفزار ها باعث مي گردد كه گونه هاي مناطق استپي مخصوصاً درمنه(Artemisia herba alba)  و چمن پيازدار(Poa bulbosa)   به داخل مناطق نيمه استپي نفوذ نمايند. 

+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1390ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط Dr.Afkham Shoara  |  نظر بدهید

نواحی رویشی ایران- بخش سوم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)

اقاليم حياتي و رويشگاه هاي طبیعی ايران(3)
3.منطقه ايرانوتوراني
3 ـ 1 ـ ناحيه بياباني ونيمه بياباني مناطق بياباني وكويري سطح وسيعي از فلات مركزي ايران را تشكيل داده وبه طورتقريب 21%سطح كشور را شامل مي شود . دشتهاي پهناور كويري مانند لوت وكوير نمك از مهمترين بخشهاي اين منطقه كاملاً خشك است. درقسمتهاي شمالي اين مناطق ،شهرهاي طبس ، خور و انارك و در قسمتهاي مركزي شهرهاي يزد و نهبندان ودر منتها اليه جنوبي ، شهرستان بم قرار دارند. ماسه زارها وكوير هاي نمك به طور پراكنده سطح وسيعي از بيابان را پوشانيده است. آب وهوا ــ چون موقعيّت جغرافيائي كشور تقريباً بين مدارهاي 25 تا 40 درجه عرض جغرافيائي قرار گرفته ، لذا تمام فلات ايران درقلمرو وزش بادهاي دائمي آليزه قرار دارد.منتها وجود جبال البرز و زاگرس وكوههاي جنوبي كه قسمت مركزي ايران را احاطه كرده اند، مانع جريان بادهاي آليزه در نواحي مختلف ايران مي شود. تنها بيابانهاي گسترده فلات مركزي وكوير لوت به سبب پهناوري وعدم پوشش گياهي وموانع ارتفاعي وجدارهاي حفاظتي ، جولانگاه بادهاي آليزه مي باشند. جهت وزش بادها تقريباً از شرق به غرب و شدّت وزش آن نيز در فصول سال متفاوت است.نزولات ساليانه مناطق بياباني كمتر از 100 ميليمتر است وتغييرات نسبي بارندگي بيش از 40% است كه در مقايسه مناطق مرطوب شمال بين 10 تا20 درصد، مناطق نيمه مرطوب غرب بين 20 تا30 ومناطق نيمه استپي واستپي بين 30 تا40 درصد مي باشند . برعكس بارندگي، تبخير پتانسيل مناطق بياباني زياد  وغالباً از 4000ميليمتر درسال تجاوز مي نمايد . به طوريكه نسبت تبخير به بارندگي در مناطق كويري وبياباني بيش از20درصد است. اين نسبت در مناطق استپي ونيمه استپي بين 5 تا20و در مناطق مرطوب شمال كمتر از 5/2 درصد مي باشد. به طور كلّي ويژگي هاي آب وهوائي مناطق بياباني عبارتند از:  قلّت بارندگي كه باعث محدوديّت فعاليّت هاي بيولوژيكي مي گردد.  نا منظم بودن ميزان بارندگي در فصول وسالهاي مختلف  ريزش بارانهاي شديد وناگهاني باتداوم محدود تغييرات شديد درجه حرارت در روز وشب وتفاوت فاحش آن درفصول مختلف تبخير وتعرّق شديد قلّت رطوبت نسبي هوا. پوشش گياهي ــ مناطق بياباني وكويري از نظر پوشش گياهي  بي نهايت فقير مي باشند، به نحوي كه رويشگاه ها ، به مسير آبهاي فصلي وگاهي نيز به دامنه هاي خنك تر محدود مي شود. ناحيه مركزي به طور كلّي فاقد رويش درختي قابل ملاحظه است. اين ناحيه در تابستان به كلّي تشنه ودر زمستان سرد است.  سطح وسيعي از مناطق بياباني به علّت دخالت انسان و انباشته شدن مقادير زيادي نمك  در گودالهاي مرطوب ويا حركت  تپّه هاي ماسه اي ، فاقد هر گونه رستني است. از نظر جغرافياي گياهي ، مدارك واسناد معتبر از رستنيهاي مناطق بياباني بسيار محدود مي باشد. در اين مناطق ، عوامل خاك وتوپوگرافي در ايجاد  رستني ها نقش موثّري دارند . كليماكس پوشش  گياهي مناطق بياباني در قسمت شمال بيابان ، بوته زار با زير پوششي از گياهان علفي يكساله وچند ساله است. درقسمتهاي جنوبي ، بيشتر درختچه زار است كه در اثر تخريب پوشش گياهي در قسمت شمال شوره زار وسيعي به نام كوير نمك ودر كوير لوت ، ماسه هاي روان پديدار شده است. در گذشته جوامع  پسته وبادام وحشي در مناطق بياباني بيشتر از زمان حال بوده است. اينك بقاياي اين جوامع برخي از كوههاي نسبتاً مرتفع را به طور پراكنده پوشانيده است.بويژه در اطراف برخي از واحه ها مانند اطراف طبس اين جوامع مشاهده مي شود. فلور مناطق بياباني از استپي با فقدان ويا حدّ اعلاي كميابي گونه هاي Carex steno phylla , Poa bulbosa , Artemisia herba alba Noea mucronata , Stipa   barbata  متمايز مي گردد. در نواحي خيلي گرم جنوب شرقي اين تيپ ، رستني هاي بياباني غني تر از قسمت شمالي آن است. عناصر عمده گياهي مناطق بياباني وكويري از خانواده اسفناجيان[2] وسپس خانواده هاي هفت بند[3] كاسني[4] بقولات[5] گندميان[6] مي باشند.  جوامع شور پسند[7] شامل نباتاتي هستند كه بر روي خاكهاي سولرنچاك رشد مي نمايند . اين جوامع در داخل گودالهاي شور بر اساس رابطه آنها با عمق رگه آب زير زميني به صورت نوار هاي متحد المركزي در سطح زمين ظاهر ميشوند، بنحوي كه هر نوار باريك با چند گونه شورپسند مشخص مي گردد. در بين اين گياهان، گونه Halocnemum strobilaceum   يكي از شورپسندترين نباتات است(ليكن اين گونه علاوه بر گسترش در مناطق شور ، در اراضي غير شور نيز همراه با درمنه ديده مي شود). گونه Limoniom carmosum  با مقاومت به شوري كمتر در نوار بعدي ظاهر مي شود وبعد از اين نوار گونه Salaola incanescens  كه از دو گونه فوق مقاومت كمتري به شوري دارد، مشاهده خواهد شد. بتدريج با دور شدن از بخش مركزي (كه در آن رگه آب شور مجاور سطح زمين قرار دارد و خاك بي نهايت شور است) ،  در كمربند هاي متحدالمركز بعدي ، گياهاني با مقاومت به شوري كمتر قرار گرفته تا جائي كه به حدّ واسط شوري وعدم شوري رسيده ودر نهايت پس از گذشتن از اين حدّ به جامعه درمنه مي رسد كه اصلاً مقاومتي به شوري ندارد. در اين نقطه عمق رگه آبهاي زيرزميني به 10 متر وبيشتر مي رسد. از اين حد به بعد گياهان شورپسند كاملاً محو گرديده و عمق آبهاي زير زميني زياد مي شود.  زيستگاه گياهان شورپسند يا هالوفايت را مي توان در مناطق كويري به پنج واحد رويشي به شرح زير طبقه بندي نمود: 1.    مراتع مسطّح باگونه Halocnumum trobilaceum  كه گاهي اوقات همراه با درمنه Artemisia herba alba  و نيز با انواع اروشيا (Eurotia ssp.) مشاهده مي شود. زيستگاه گونه Halocnumm strobilaceum الزاماً شور نمي باشد. 2.    هالوفايت هاي چند ساله همي كريپتوفيت[8] شامل جوامعي مانند: Aeluropus littoralis , Limonium camosum , Atriplex verruciforum كه در گودالهاي وسيع شور ديده مي شوند. 3.    هالوفايت هاي درختچه اي وكاموفايت ها[9] كه در خاكهاي شور و خشك كوير مركزي ، جوامعي از گونه هاي Nitraria scoberi, Seidlitzia rosmarinus  را بوجود مي آورند. 4.    جوامع انواع گز(Tamarix spp.)  واقع در بستر حوضه آبريز رودخانه هاي شور و بخش وسيعي از شوره زارهاي داخلي كه داراي سطح آب زيرزميني نسبتاً كم عمق هستند. 5.    هالوفايت هاي يكساله وفصلي كه بيشتر متعلّق به خانواده اسفناجيان بوده (مانند انواع Suaeda ) و با رنگهاي بنفش وارغواني ، سيماي ويژه اي به بيابان مي دهند. جامعه گياهان شندوست[10] بيشتر روي تپّه هاي ماسهاي كوير لوت مشاهده مي شوند. اين جوامع تا اندازه اي از نظر گونه فقير و بيشتر به صورت گروههاي تجمّع يافته در نقاط محفوظ از باد منتشر شده اند . در بين گياهان شندوست مي توان از انواع تاغ مانند:H.ammodendron , Haloxylon persicum اسكمبيل(Calligonum commosum , C.bungei ) سبد(Stipagrostis plumosa) ، Heliothropiom karmanense و Halimodendron halodendron  نام برد. گياهان شندوست بر اثر عوامل مختلف بويژه چراي دام وبوته كني شديداً محدود وكمياب شده اند. در بعضي نقاط بياباني جوامعي از گياهان گچ دوست[11] با پراكنش محدودمانند: Sedlitzia florida ,Anabasis setifera , Hammada salicornia   ونيز گياهان صخره دوست مانند:Zygophylum sp. , Tetraena sp.  مشاهده مي  شوند.  

+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1390ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط Dr.Afkham Shoara  |  یک نظر

نواحی رویشی ایران بخش دوم(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)

اقاليم حياتي و رويشگاه هاي طبیعی ايران(2) 2.منطقه بلوچي     منطقه بلوچي از مرز پاكستان در جنوب شرقي ايران به صورت نواري شروع وسواحل درياي عمّان وخليج فارس را در بر مي گيرد، به طوريكه بوشهر در حدّ غربي اين منطقه قرار گرفته است. منطقه بلوچي 5% ايران را شامل مي  گردد. عناصر رويشي اين منطقه متعلّق به نواحي نيمه گرمسيري وسند وسوداني است.  آب وهوا وخاك ــ  نزولات ساليانه منطقه بلوچي در قسمت جنوب شرقي بلوچستان ومكران بين 100 تا 200 ميليمتر وقسمت جنوب غربي آن تا300 ميليمتر مي رسد . بارندگيها عموماً در فصل زمستان است. رطوبت نسبي هوا بالا وبين 60 تا 80 درصد است. تابستانها بسيار گرم وزمستانها ملايم مي باشد. منطقه بلوچي داراي خاكهاي قهوه اي ودر سواحل درياي عمّان وخليج فارس شوره زار مي باشد. پوشش گياهي ــ  با وجود قلّت  بارندگي ، فلور منطقه بلوچي بسيار غني بوده به طوريكه رستنيهاي آن انبوه تر از آن چيزي است كه انتظارش مي رفت درختان ودرختچه هاي ويژه اين منطقه عبارتند از انواع كرت يا آكاسيا    ( A.seyal,  A.nubica Acacia  arabica )  ، كهور(Prosopis spicigera) كنار (Ziziphus sinpa-christi) ،استبرق(Calotropis prosera) انواع گز (T.stricta ,T amarix articulata) ،خرزهره (Neriom odorom) كتور(Stocksia brahuica) داز يا نوعي خرما(Nannochops  ritchieana) پرخ (Euphorbia larica) و بالأخره خرما(Phoenix dactiliferae) را مي توان  نام برد. گونه هاي يك ساله در اين منطقه فراوان وعموماً زير پوشش درختان ودرختچه هاي فوق را تشكيل مي دهند. گونه Stipa capensis  كه درفصل زمستان رشد ونمو مي نمايد از گندميان يك ساله مهمّ اين منطقه است .(به شكل 1 ـ 9 نيز مراجعه شود).گندميان چند ساله مهمّ اين منطقه عبارتند از:Cenchrus ciliaris Pennisetum orientale ,Panicum anticum و دراراضي شور  Aeluropus repens . بقولات اين منطقه عموماً از گونه هاي مناطق گرمسيري شامل جنسهاي:Crotolaria  ، Phynchosia  ، cajanus  وغيره مي گردند.                    

+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1390ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط Dr.Afkham Shoara  |  یک نظر

نواحی رویشی ایران-بخش اول(قابل توجه دانشجویانی که درس شناسایی گیاهان مرتعی دارند)

اقاليم حياتي و رويشگاه هاي طبیعی ايران(1)

سرزمين ايران از نظر عوارض طبيعي ،اقليم وپوشش گياهي بسيار متغيّر ومتفاوت است بطوريكه  از نظر ارتفاع از 24- تا 5671 + متر از سطح دريا واز نظر  دما از 50+ تا 30- درجه سانتي گراد تغيير مي نمايد . به طور كلي بيش از 90 درصد كشور جزو اقاليم خشك ونيمه خشك است .به علّت وجود سلسله جبال البرز ودرياي خزر وجبال زاگرس ،  دامنه هاي شمالي البرز ودامنه هاي غربي زاگرس از آب وهواي مرطوب تا نيمه مرطوب برخوردار است. ميانگين بارندگي كشورحدود240 ميليمتر در  سال  بوده كه از 56 ميليمتر در يزد تا1951 ميليمتر در بندر انزلي تغيير مينمايد .يكي از ويژگي هاي مناطق خشك ونيمه خشك تغييرات شديد بارندگي ساليانه است ومعمولا مقدار بارندگي ساليانه  هر ناحيه باتغييرات آن نسبت عكس دارد و هر قدر بارندگي كمتر باشد تغييرات آن بيشتر خواهد بود.تفاوتهاي آب وهوائي منجر به تنوّع پوشش گياهي گرديده به طوريكه در ايران جوامع نباتي  بيابانهاي كاملا خشك واستپ هاي علفي ، بوته اي و جنگلي يافت مي شوند. وجود حدود 8000گونه نباتي نشاندهنده تنوّع زيستگاهها واكوسيستمهاي مختلف طبيعي است . معذالك باستثناي نوار سبز شمال وجنگلهاي خشك غرب بخش وسيعي از كشور در برگيرنده دشتهاي بدون آب وعلف مي باشد. طبقه بندي اقاليم ايران به شرح زير مي باشد ،كه در هر اقليم رويشگاههاي متفاوتي وجود دارد.    

1. ناحیه خزري(دارای سه اشکوب تحتانی، میانی و فوقانی)   

 2. ناحیه بلوچي

3. ناحیه ايران وتوران(این ناحیه خود به 5 ناحیه تقسیم می شود).   

_ ناحيه بياباني ونيمه بياباني اقاليم حياتي ايران

 _ ناحيه  استپي

_ ناحيه نيمه استپي

_ جنگلهاي مناطق خشك

_ كوههاي مرتفع

1.منطقه خزري جنگلهاي مرطوب شمال ايران تحت عنوان مناطق هيركاني شامل دامنه هاي شمال البرز از سواحل خزر تا ارتفاع 2500 متري و از گليداغ در شمال غرب بجنورد تا جنگلهاي آستارا و ارسباران امتداد يافته است. اين جنگلها معادل 2 ميليون هكتار كه 2/1  درصد ايران را شامل مي گردد.     آب وهوا  ــ  ميانگين بارندگي جنگلهاي مرطوب شمال بين 560 ميليمتر درگرگان تا 1951 ميليمتر در بندر انزلي تغيير مي نمايد . در شكل 2 ـ2  منحني هاي  آمبروترميك  شهرستانهاي آستارا،  رامسر، بابل وگرگان  نشان داده شده ومشاهده مي شود كه باستثناي منطقه گرگان، جنگلهاي مرطوب شمال تقريباً فاقد دوره خشكي هستند.  بنابراين در اين حوزه رطوبت عامل محدود كننده اي به حساب نمي آيد. زمستانها در اين مناطق ملايم ومتوسط درجه حرارت در  دي ماه 8 درجه سانتي گراد ودر تير ماه كمتر از 26 درجه سانتي گراد است. درجه ابري بودن هوا خيلي زياد و رطوبت نسبي معمولاً بيش از 80 درصد است . پوشش گياهي ــ منطقه هيركاني بر حسب ارتفاع به  سه آشكوب جنگلي تقسيم بندي شده است. * اشكوب جنگلي تحتاني از كناره هاي درياي  خزر تا ارتفاع 800 الي 1000 متر از سطح دريا قرار گرفته و داراي گونه هاي درختي مانند بلوط، بلند مازو، ممرز،آزاد، انجيلي،نمدار وانواع افرا مي باشد . در اراضي باطلاقي، توسكاي قشلاقي وييلاقي يافت مي شوند . ازبين رفتن جنگلها موجب ازدياد درختچه ها وبوته هائي مانند سياه تلو ، شمشاد، انار وحشي وتمشك ميگردد. بستر علفي زير آشكوب جنگلها به طور كلي فقير و درنقاطي كه شمشاد وجود دارد،تقريباً آشكوب علفي يافت نمي گردد ولي به جاي آن انواع سرخسها به وفور مشاهده ميشود. به جز نوار باريك ساحلي كه به وسيله گونه هاي يكساله پوشيده شده، عملاً چراگاههائي كه وسعت قابل توجهّي داشته باشند، وجود ندارد.  گندميان يكساله بويژه انواع Oplismenus  undulalifolios, Setaria     فراوانتر از گونه هاي چند ساله اند. گندميان دائمي در اين آشكوب عبارتند از: انواع poa علف باغBrachipodium  pinnatum,  (Dactylis glomerata)    Melica sp, Phleum boemeri, Andropogon ischaemum, Festuca ovina,Stipa sp گياهان علفي خانواده بقولات محدود به شبدرهاي Trifolium يكساله ودائمي و چند گونه از جنس اسپرس (Onobrichis ssp ) مي باشند . * آشكوب جنگلي مياني كه ارتفاع 800 تا 2000 متر را شامل مي گردد،داراي حداكثر نزولات آسماني است.درقسمتهاي خشك اين آشكوب، گونه درختي  راش مشاهده مي شود ولي گونه چيره منطقه ممرز است.اين درختان اغلب با افرا پلت ، افرا شيردار ، نمدار، اوجا، زبان گنجشك، سرخدار ، بارانك همراه مي باشند . بعضي از گونه هاي آشكوب تحتاني مانند انجيلي،آزاد وخرمندي تا ارتفاع 1400 متر نفوذ نموده اند. جنگلي كه آشكوب درخت آن انبوه باشد ، از نظر رستنيهاي علفي همواره فقير خواهد بود ولي در قسمتهاي باز و آفتابگير ، گونه هاي زيادي از علفي هاي چند ساله چيره شده اند.از گندميان دائمي مي توان انواع Agropyron انواع Poa انواع Festuca علف باغ  (Dactylis glomerata) Bromus inermis Brachipodium sylvatycum,     Aristella bromoides و انواع Melica را نام برد. در اين آشكوب  لگومهاي علفي عبارتند از : شبدر قرمزTrifolium pratense   شبدر سفيد T.repens  انواع اسپرس (Onobrichis ssp) و Coronilla ssp. * آشكوب فوقاني با ارتفاع 2000 تا 2700 متر ، داراي آب وهواي سرد و خشك مي باشد و نزولات آن بيشتر به صورت برف است. در اين آشكوب درختچه هائي از انواع  ارس مانند Juniperus communis و مای­مرز J.sabina  زرشك، شيرخشت ، بارانك ، ارجنك (Rhammus sp.)  گوجه(Prunus sp.)  جايگزين توده هاي درختي شده اند. گندميان دائمي غالب عبارتند از:  Festuea  spp. ,  Bromus persicus    و   انواع  Agropyron.    لگومهاي خاردار بالشتي  مانندcornata    Onobrychis وAstragalus  gossipinus سطح زمين را پوشانيده ودر لابه لاي آنها انواع گندميان نيز مشاهده مي شوند.

دو قطره آب

دو قطره آب ( نقل از كتاب شناخت محيط زيست، زمين سياره زنده - ترجمه عبدالحسين وهاب زاده)

دو قطره باراني كه در دو جانب خط تفكيك قاره اي در كوههاي راكي غرب امريكا ببارد اگر چه در اصل ممكن است بيش از چند ميلي متر از يكديگر فاصله نداشته باشند،اما پس از جاري شدن به سوي اقيانوس ، خواه از طريق سيستم رودخانه ي مي سي سي پي به خليج مكزيك برسد و يا از طريق رودخانه ي كلمبيا به شمال غربي اقيانوس  آرام، هزاران كيلومتر از يكديگر فاصله مي گيرند. هر كدام از اين دو قطره مسير متفاوت در پيش مي گيرد و با محيط متفاوتي همكنشي دارد. در نتيجه وقتي به مقصد خود در اقيانوس رسيد هر كدام امضاي شيميايي خاص خود را دارد كه از روابط پيچيده ي بين فرآيندهاي فيزيكي، شيميايي و زيست شناسي در حين اين سفر حكايت مي كند. قطره اي كه به خليج مكزيك مي رسد از خصوصيات زمين شناختي، زيست شناختي و استفاده هاي انساني در بالا دست رودخانه حكايت دارد. مثلاً وقتي قطره به پايين دست رود مي سي سي پي رسيد انواع مواد شيميايي با آن همراه مي شود و ممكن است چندين بار براي نيازهاي بشري مورد استفاده هاي مختلف قرار گرفته باشد( شايد به عنوان خنك كننده در نيروگاه، آب آشاميدني ، فاضلاب و يا به عنوان آب براي مقاصد صنعتي). قطره اي كه در رود كلمبيا جاري شده نيز به همين ترتيب ردي از مسير عبور خود در سيستم رود كلمبيا دارد. شايد در مخازن آب براي مصرف كشاورزي ذخيره شده باشد و يا به علت نشت مواد راديواكتيو ، از سيلوها به آب زير زميني ، اندكي به اين مواد آلوده شده باشد.

البته سرنوشت اين دو قطره مي تواند پيچيده تر از اين باشد . شايد يكي از آنها صدها سال در آبهاي زيرزميني بماند و سپس حركت خود را به طرف دريا ادامه دهد، در حالي كه ديگري موقتاً در پيكر يك موش يا بدن ما ذخيره شده باشد!

حركت و ذخيره ي آب ، بخشي از چرخه ي آب شناختي است، كه با حركت بسياري از عناصر شيميايي در چرخه هاي زيست ـ زمين ـ شيميايي اين كره كنش متقابل مي كند.

اکوفیزیولوژی گیاهی- تنش شوری

برای دانشجویان ارشد1390

لطفا رمز عبور را وارد کنید

ادامه نوشته

آشنایی با مفهوم بیابان زایی و بیابان زدایی ـ پیآمد‌ها و اولویت‌های اصلاحی

آشنایی با مفهوم بیابان زایی و بیابان زدایی ـ پیآمد‌ها و اولویت‌های اصلاحی

آشنایی با مفهوم بیابان زایی و بیابان زدایی ـ پیآمد‌ها و اولویت‌های اصلاحی● بیابان، بیابان‌زایی و بیابان‌زدایی
▪ بیابان یا Desert :
بیابان یک بیوم (سرزمین) یا یک‌نوع اکوسیستم است که به‌طور طبیعی در زمره‌ی بیوم‌های کلان کره‌ی زمین به شمار می‌آید. این بیوم در کنار سایر بیوم‌ها همانند جنگل‌های مناطق حاره، بیوم جنگل‌های معتدله، بیوم علفزار و بیوم بوته زار قرار دارد.
▪ بیابان‌زایی یا Desertification:
بیابان‌زایی یا بیابانی شدن پدیده‌ای است که در اثر عملکرد نادرست انسان در طبیعت پدید می‌آید. بیابان‌زایی یکی از شیوه های تخریب خاک در مناطق خشک، نیمه خشک و کم رطوبت است که بر اثر عوامل مختلف از جمله تغییر آب و هوا و فعالیت های انسانی حادث می شود، شایان ذکر است، این پدیده یک ششم جمعیت جهان، ۷۰% اراضی خشک که بیش از ۶/۳ میلیارد هکتار می شود و هم‌چنین یک چهارم مساحت جهان را تحت تاثیر اثرات منفی خود قرار می دهد. از اعمالی که منجر به بیابان زایی می شود می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱) بهره برداری نادرست از زمین‌های کشاورزی
۲) استفاده‌ی افراطی از کود و سموم شیمیایی
۳) شخم اراضی در جهت شیب
۴) بهره برداری بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی که منجر به شوری آب و درنهایت شوری خاک می شود
۵) چرای مفرط و بیش از ظرفیت از مراتع
۶) بهره برداری‌های بی‌رویه از جنگل‌ها و جنگل‌تراشی
۷) تبدیل نابه‌خردانه‌ی اراضی منابع ملی به کشاورزی، ویلاسازی و ...
موارد نام برده از جمله عملکرد سوء انسان است که منجر به پدیده بیابان‌زایی شده است.
▪ بیابانزدایی:
ترجمه‌ی واژه‌ی Non-Desertification به معنی بیابانی نشدن و یا جلوگیری از بیابانی شدن است. در توضیح بیابان‌زدایی بیان این نکته حائز اهمیت است که منظور از بیابان زدایی، زدودن و از بین بردن بیوم بیابان نیست، چراکه این بیوم همانند سایر بیوم‌های طبیعی حاصل فعل وانفعالات پدیده های اکولوژیکی است و شاید انسان هرگز قادر نباشد که آن را از مجموعه‌ی بیوم‌های کره زمین حذف کند. درواقع آن‌چه که مورد نظر واژه بیابان‌زدایی است، جلوگیری از بیابانی شدن زمین‌هایی است که در اثر اعمال مخرب انسان در معرض بیابانی شدن قرار دارند.
● اثرات و پیامدها
بارزترین آثار بیابان‌زایی علاوه بر فقر گسترده، تخریب بالغ بر ۳/۳ میلیارد هکتار از مراتع جهان است که ۷۳درصد تمامی مراتع را تشکیل داده و ظرفیت و قابلیت بسیار بالایی برای انسان و دام دارد.
کاهش حاصل‌خیزی خاک و افت ساختار آن دربیش از ۴۷درصد مناطق خشک، شامل زمین‌های دیم وابسته به باران و تخریب زمین‌های زیرکشت آبی که بیش از ۳۰درصد مناطق پرجمعیت سرزمین‌های خشک را دربرمی گیرد از دیگر صدمات بیابان‌زایی است. ایران با داشتن دو کویر بزرگ و برخی چاله‌های داخلی توان بالایی برای بیابانی شدن دارد. این پتانسیل با اعمال مخرب نسبت به طبیعت در ۵۰سال اخیر همواره در حال افزایش است.
براساس آمارهای اظهارشده در مجامع منابع طبیعی کشور هر ساله یک میلیون هکتاراز اراضی قابل استفاده کشور از منظرانتفاع از بین می‌روند که این به معنای افزایش روند بیابانی شدن اراضی کشور است. نابودی پوشش گیاهی جنگلی و مرتعی و بی‌دفاع گذاشتن خاک در مواجهه با سیلاب و باد منجر به افزایش شدید فرسایش آبی و بادی در کشور شده است. افزایش سیل‌های مخرب و طوفان‌های شدید حاصل شیوه‌های نادرست بهره برداری از طبیعت است، که خود نیز نابسامانی‌ها و درماندگی‌های اجتماعی اقتصادی و اکولوژیکی دیگری را به‌دنبال دارد.
● اولویت‌های اصلاحی
اولویت مبارزه با این پدیده، پیش‌گیری از تخریب زمین‌هایی است که هنوز به‌طورکامل تخریب نشده‌اند و یا میزان تخریب در آن‌ها کم است، این درحالی‌ست که، برای اراضی تخریب شده نیز باید برنامه‌های اصلاحی درنظر گرفت. گرچه هرساله متولیان و مجریان منابع طبیعی تلاش و هزینه‌ی زیادی برای حفظ و نگهداری اراضی جنگلی و مرتعی و حوزه‌های آبخیز اعمال می‌کنند، اما چون این تلاش‌ها به عزم و اراده‌ی ملی و همگانی تبدیل نشده، همواره سرعت تخریب منابع طبیعی بیش از تلاش‌های صورت گرفته برای اصلاح و سازندگی بوده است. ضمن اینکه نقایص قانونی و حقوقی در زمینه‌ی برخورد با متجاوزان، متخلفان و تعدی‌گران به منابع طبیعی روند تخریب و از دست رقتن این منابع را تشدید کرده است.
به نظر کارشناسان بین المللی لحاظ کردن موارد زیر در برنامه‌ای میان مدت و درازمدت می تواند تا حد زیادی به بهبود فعالیت‌های مدیریت بیابان بی‌انجامد.
۱) تقویت زمینه‌های آگاهی و توسعه‌ی اطلاعات و نظام‌های مراقبتی برای مناطق در معرض بیابان‌زایی و خشکسالی، از جمله ابعاد اقتصادی و اجتماعی این اکوسیستم‌ها.
۲) مبارزه با تخریب زمین از طریق حفاظت خاک، جنگل کاری و احیای جنگل‌ها و مراتع.
۳) توسعه و تحکیم برنامه‌های توسعه‌ای هماهنگ برای محو فقر و ارتقاء سطح زندگی به شیوه ای بهتر در مناطق در معرض بیابان زایی.
۴) توسعه‌ی برنامه‌های همه جانبه‌ی بیابان زدایی و لحاظ کردن آن‌ها در طرح‌ها و برنامه‌های توسعه‌ی ملی و طرح‌های ملی زیست محیطی.
۵) توسعه‌ی برنامه‌های همه جانبه‌ی جبرانی و بسیجی برای مقابله با خشکسالی، از جمله ترتیبات خودیاری برای مناطق درمعرض خشکسالی و طراحی برنامه‌های مربوط به آوارگان زیست محیطی.
۶) تشویق و ارتقاء سطح تشریک مساعی عمومی و آموزش زیست محیطی با تمرکز بر کنترل بیابان‌زایی و مدیریت آثار خشکسالی.

سوالات امتحان میان ترم اکولوژی عمومی

به نام خدا

امتحان میان ترم اکولوژی - مهلت ارسال پاسخ ها تا تاریخ ۲/۳/۱۳۹۱ می باشد.

برای دریافت سوالات بایستی رمز عبور وارد کنید. 

ادامه نوشته