دو قطره باراني كه در دو جانب خط تفكيك قاره اي در كوههاي راكي غرب امريكا ببارد اگر چه در اصل ممكن است بيش از چند ميلي متر از يكديگر فاصله نداشته باشند،اما پس از جاري شدن به سوي اقيانوس ، خواه از طريق سيستم رودخانه ي مي سي سي پي به خليج مكزيك برسد و يا از طريق رودخانه ي كلمبيا به شمال غربي اقيانوس  آرام، هزاران كيلومتر از يكديگر فاصله مي گيرند. هر كدام از اين دو قطره مسير متفاوت در پيش مي گيرد و با محيط متفاوتي همكنشي دارد. در نتيجه وقتي به مقصد خود در اقيانوس رسيد هر كدام امضاي شيميايي خاص خود را دارد كه از روابط پيچيده ي بين فرآيندهاي فيزيكي، شيميايي و زيست شناسي در حين اين سفر حكايت مي كند. قطره اي كه به خليج مكزيك مي رسد از خصوصيات زمين شناختي، زيست شناختي و استفاده هاي انساني در بالا دست رودخانه حكايت دارد. مثلاً وقتي قطره به پايين دست رود مي سي سي پي رسيد انواع مواد شيميايي با آن همراه مي شود و ممكن است چندين بار براي نيازهاي بشري مورد استفاده هاي مختلف قرار گرفته باشد( شايد به عنوان خنك كننده در نيروگاه، آب آشاميدني ، فاضلاب و يا به عنوان آب براي مقاصد صنعتي). قطره اي كه در رود كلمبيا جاري شده نيز به همين ترتيب ردي از مسير عبور خود در سيستم رود كلمبيا دارد. شايد در مخازن آب براي مصرف كشاورزي ذخيره شده باشد و يا به علت نشت مواد راديواكتيو ، از سيلوها به آب زير زميني ، اندكي به اين مواد آلوده شده باشد.

البته سرنوشت اين دو قطره مي تواند پيچيده تر از اين باشد . شايد يكي از آنها صدها سال در آبهاي زيرزميني بماند و سپس حركت خود را به طرف دريا ادامه دهد، در حالي كه ديگري موقتاً در پيكر يك موش يا بدن ما ذخيره شده باشد!

حركت و ذخيره ي آب ، بخشي از چرخه ي آب شناختي است، كه با حركت بسياري از عناصر شيميايي در چرخه هاي زيست ـ زمين ـ شيميايي اين كره كنش متقابل مي كند.